دل نوشته های شخصی

دل نوشته های شخصی

سرزمين مادري مهد آن يار دلجويي ست كه قرن ها قبل از آمدنم گمشده راهم بوده و خواهيم سپرد جان در جوار شيرينش.

 

 

هجر

رفت از کفم و چشم امید است مرا

آه و درا که غم عشق تو بشکست مرا

 نیست در دست ز هجران تو جز عشق

 

آه از این هجر  که بر دار  کرد مرا

 چون نسیم سحر از کوچه ما میگذری

یاسمن وار کن از بوی خوشت مست مرا

 پیش از این دربه دری پیشه ما بود ولی

شوق دیدار تو با میکده پیوست مرا

 روزگاریست که غربت زده کوی توام

خیز و دریاب که هجران تو بگسست مرا

 آب آتش کده چشم من از دوری تست

ببریدم به در باغ ارم مست مرا

 گرچه دور است ز ما یار و شب هجر دراز

دارمش دوست ز جان تا رمقی هست مرا



شنبه 18 دی 1400 | ارسال نظر(0)
 

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید